علمای امامیه و سهو النبی(ص)
545 بازدید
تاریخ ارائه : 2/17/2014 1:03:00 PM
موضوع: کلام

علمای اماميه و سهو النبی(ص)

محفوظ بودن پيامبر اسلام (ص) و أئمه(ع) از هرگونه سهو و خطا، از ضروریات مذهب‏ شیعه و اجماع اماميه است. در این میان فقط شیخ صدوق به تبع استاد خود «محمد بن الحسن بن الوليد» قائل به سهو النبی است؛ قبل از بیان نظر علمای امامیه درباره سهوالنبی، باید توجه داشت که در کلام شیخ صدوق چند نکته قابل دقت است:

الف) شيخ صدوق در اين کلام بين «سهو»[1] و «اسها»[2] فرق گذاشه است. او سهو پيامبر(ص)را از قبيل سهو مردم عادي نمی‌داند که ريشه در تسلط شيطان دارد، بلکه سهو پیامبر(ص) را به اراده و خواست خداوند می‌داند که گاهي براي مصلحتي چيزي را از ذهن پيامبر (ص) محو نموده و او را دچار سهو مي‌کند؛[3] لذا وي اين رخداد را «اسها» مي‌نامد. «وليس سهو النبي صلى الله عليه وآله كسهونا لان سهوه من الله عز وجل وإنما أسهاه»[4]

ب) شیخ صدوق «اسها» را تنها در اموري که مشترک بين پيامبر (ص) و ديگران است جايز مي‌داند، مانند مقام عمل به احکام؛ ولي در تبليغ و بيان احکام دين که از مختصات پيامبر است، اسها را قبول ندارد. «...فالحالة التي اختص بها هي النبوة والتبليغ من شرائطها، ولا يجوز أن يقع عليه في التبليغ ما يقع عليه في الصلاة لانها عبادة مخصوصة...»[5]

ج) به دلیل روایاتی که درباره سهو النبی بیان شده است، شیخ صدوق اسهاي پيامبر (ص) را تنها در نماز می‌داند. «...والصلاة عبادة مشتركة...»[6]

علمای شیعه (محدّثین، متکلّمین، مفسّرین و علمای فقه) هرکدام به نوعی سهوالنّبی(ص) را ردّ کرده‌اند که به چند نمونه اشاره خواهد شد:

1) شيخ مفيد:

وی علاوه بر این که رساله‏اى مستقل در ردّ نظر شيخ صدوق واستادش ابن‏ الوليد، به اسم عدم سهوالنبىّ تأليف كرده است، می‌گوید:

«إن الأئمة القائمين مقام الأنبياء (ص) في تنفيذ الأحكام وإقامة الحدود وحفظ الشرائع وتأديب الأنام معصومون كعصمة الأنبياء...وإنه لا يجوز منهم سهو في شئ في الدين ولا ينسون شيئا من الأحكام.»؛[7] همه امامان كه بر جاى انبياء تكيه زده‏اند در تنفيذ احكام، اقامه حدود، حفظ شرايع و تربيت مردم معصومند همانگونه كه انبيا معصومند...و هرگز هيچ نوع سهو در دين از آنان صادر نمى‏شود، و نيز هيچ حكمى از احكام الهى را فراموش نمى‏ كنند.»

2) شيخ طوسى بعد از نقل موثقه زراره که می‌گوید: «رسول خدا(ص) هرگز سجده سهو بجاى نياورده است،[8] مى‌نویسد: «من به مضمون اين خبر فتوا مى‏ دهم. و امّا اخبارى كه نشان مى‏ دهد پيامبر(ص) سهو كرده و سجده سهو به‏ جاى ‏آورده ‏است، با نظر عامه سازگار است....»[9]

3) خواجه نصيرالدين طوسى:

 «وكمال العقل والذكاء والفطنة وقوة الرأي وعدم السهو.»؛[10] پیامبر(ص) باید متصف باشد به صفات حسنه از از کمال عقل و تیز هوشی و زیرکی و دانایی و سهو نکردن.

4) علامه حلّى نيز در شرح اين عبارت می‌گوید:

«وأن لا يصح عليه السهو لئلا يسهو عن بعض ما أمر بتبليغه»؛ صحيح نيست كه پيامبر(ص) سهو كند، تا اين‏كه برخى از تكاليفى كه مأمور به ابلاغ آنهاست، فراموش نكند.[11]

وی همچنین در جای دیگر مى‌نویسد:

 «خبر ذواليدين نزد ما باطل است، زيرا پيامبر(ص) معصوم است و سهو بر او جايز نيست.»[12]

5) شهيد اوّل:

 «...وهو متروك بين الامامية، لقيام الدليل العقلي على عصمة النبي صلى الله عليه وآله عن السهو»؛[13] خبر ذواليدين بین اماميه متروك است، زيرا دليل عقلى دلالت بر عصمت پيامبر از سهو دارد.

6) محمد حسین مظفر:

وی بعد از بیان عبارت شیخ صدوق درباره سهو النبی، در پاسخ از نظر وی، چند نکته را متذکر می‌گردد:

الف) فراموشی کمبودی است برای پیامبر(ص) که آن را بر وی عیب می‌گیرند؛ لذا نباید با چیزی که موجب عار و عیب بر رسول خدا(ص) می‌گردد، از مردم دفع نقصان کرد.

ب) معایب مردم در صورت و سیرت، فراوان است و به مقتضای سخن صدوق، خداوند باید تمامی آن معایب را در پیامبر (ص) خود قرار دهد؛ تا دیگر کسی آن معایب را عار نداند!

ج) سهو ذاتاً نقص و کمبود است و به صرف این که چیزی موجب بر طرف شدن عار از مردم گردد، این نقیصه جبران نمی‌شود؛ زیرا اعمال تابع مصالح و مفاسد شخصی خودشان است.

د) برای بر طرف کردن توهم ربوبیت راه‌های دیگری غیر از سهو و خواب ماندن وجود دارد و مسأله سهو و خواب ماندن، کسی را که در اثر اغوای شیطان در دام گمان‌های باطلی افتاده، از اعتقاد خویش باز نمی‌گردد؛ لذا کسانی هستند که از نسبت سهو و خواب ماندن به پیامبر(ص) ابایی ندارند.

و) درباره شناخت حکم سهو در فعل پیامبر(ص) باید گفت که تعیلم زبانی و گفتاری در این باره، راهگشاتر است و ما را از تمسک به فعل آن حضرت بی‌نیاز می‌کند، در حالی که تمسک به فعل همیشه ما را از استناد به گفتار بی‌نیاز نمی‌کند.[14]

[1]. «السَّهْوُ: الغَفْلةُ عن الشّيء وذهابُ القَلْب عنه وإنّه لساهٍ بيّن السَّهْو والسُّهُوّ وسها الرّجل في صلاته إذا غفل عن شيءٍ منها»،  العين، أبي عبد الرحمن الخليل بن أحمد الفراهيدي، ج4، ص72.

[2].  اسها به معناى به سهو و غفلت واداشتن.

[3]. «فعل ذلك به رحمة لهذه الامة لئلا يعير الرجل المسلم إذا هو نام عن صلاته أو سها فيها فيقال: قد أصاب ذلك رسول الله صلى الله عليه وآله»، من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج1، ص360.

[4]. من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج1، ص360.

[5]. همان.

[6]. همان.

[7]. أوائل المقالات، الشيخ المفيد، ص65.

[8]. «عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع هَلْ سَجَدَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) سَجْدَتَيِ السَّهْوِ قَطُّ فَقَالَ لَا»؛ زراره می‌گوید: از امام باقر(ع) سوال کردم: آيا رسول خدا (ص) سجده سهو به جاي آورده است؟ فرمود: خير. تهذيب الأحكام، الشيخ الطوسي، ج2، 351، ح1454-42، باب احکام السهو

[9]. «الذي افتي به ما تضمنه هذا الخبر، فاما الاخبار التي قدمناها من انه سها فسجد فهي موافقه للعامه.»، تهذيب الأحكام، الشيخ الطوسي، ج2، 351، باب احکام السهو

[10].  كشف المراد في شرح تجريد الإعتقاد، العلامة الحلي، ص472.

[11]. همان.

[12]. «خبر ذي الشمالين عندنا باطل لان النبي صلى الله عليه وآله لا يجوز عليه السهو»، تذكرة الفقهاء، العلامة الحلي، ج3، ص374.

[13]. ذكرى الشيعة في أحكام الشريعة، الشهيد الأول، ج4، ص10. 

[14].  علم الإمام، محمد حسين المظفر، ص90.

سید محمد جعفر سبحانی