گفتگوی روح با بدن‏
102 بازدید
تاریخ ارائه : 11/16/2013 9:07:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

گفتگوی روح با بدن‏

«إذا فارقت الروح من البدن نودى بثلاث صيحات: يابن آدم تركت الدنيا ام الدنيا تركتك؟ اجتمعت الدنيا ام الدنيا اجتمعك؟ قتلت الدنيا ام الدنيا قتلتك؟هنگامی که روح از بدن جدا می‌گردد، سه فریاد بلند می‌شود: ای فرزند آدم آیا تو دنیا را رها کردی یا دنیا تو را رها کرد؟ تو دنیا را جمع کردی یا دنیا تو را جمع نمود؟ تو دنیا را کُشتی یا دنیا تو را کُشت؟ 

وإذا وضع على المغتسل نودى بثلاث: اين بدنك القوى ما اضعقك؟ واين لسانك الفصيح ما اسكتك؟ واين احباؤك ما اوحشك؟ و هنگامی که بدن روی محل شستشو (در غسالخانه) گذاشته می‌شود، سه فریاد زده می‌شود: بدن نیرومندت کجاست، چه چیز آن را ساکت و خاموش کرده است؟ زبان گویایت کجاست، چه چیزی آن را ساکت و خاموش نموده است؟ دوستانت کجایند، چه چیزی تو را به وحشت انداخته است؟

وإذا لف في الكفن نودى بثلاث: تذهب الى سفر بغير زاد، وتخرج من منزلك فلا ترجع ابدا، وتصير الى بيت ما اهواله. و هنگامی که بدن میت در کفن پیچیده می‌شود، سه ندا آید:  بدون توشه به سفر آخرت می‌روی و از میان خانواده‌ات بیرون می‌روی و هرگز باز نمی‌گردی و به منزل وحشتناک می‌روی.

وإذا حمل على الجنازة نودى بثلاث طوبى لك ان كنت تائبا، وطوبى لك ان كنت تائبا، طوبى لك ان كنت تائبا، طوبى لك ان صحبك رضوان الله، الويل لك ان صحبك سخط الله. و هنگامی که جنازه برداشته می‌شود، سه فریاد بلند می‌گردد: خوشا به سعادتت اگر توبه کننده باشد. خوشا به حالت اگر رضایت الهی همراه تو گردد. وای بر تو اگر غضب خدا همراه تو گردد. 

وإذا وضعت الجنازة على شفير القبر نودى بثلاث يابن آدم ما نزودت من العمر ان لهذا الخراب، وما حملت من الغى لهذا الفقر، وما حملت من النور لهذه الظلمة. هنگامی که جنازه کنار قبر گذاشته می شود، سه ندا آید: ای فرزند آدم برای آبادانی این قبر خراب چه توشه‌ای برداشته‌ای و برای این فقر چه ثروتی تهیه کرده‌ای و برای این تاریکی چه نوری فراهم آورده‌ای؟

وإذا وضع اللحد نودى بثلاث يابن آدم كنت على ظهرى فرحا وصرت في بطني حزينا وكنت على ظهرى ضاحكا فصرت في بطني باكيا وكنت على ظهرى ناطقا وصورت في بطني ساكتا. و هنگامی که در قبر گذاشته شود، سه ندا آید: ای فرزند آدم در خارج از من خوشحال بودی و در درون من امروز غمگین و محزونی! برپشت من خندان بودی و در شکم من گریان گشتی! پشت من گویا بودی و در درون من خاموش گشتی!

وإذا ادبر الناس عنه يقول الله: عبدى بقيت وحيدا فريدا وتركوك في ظلمة القبر وقد عصيتني لاجلهم ارحمك رحمة يتعجب منها الخلائق وانا اشفق عليك من الوالدة بولدها.» و هنگامی که مردم به او پشت کنند و بروند، خداوند عزوجل می‌فرماید: بنده من تنها ماندی و تو را در تاریکی قبر رها کردند، در حالی که به خاطر آنها نافرمانی مرا کردی. امروز من چنان تو را مورد رحمت قرار خواهم داد که همه مخلوقات از آن تعجب کنند و من مهربان‌ترم به تو از مادر به فرزند.

                                منبع: شجرة طوبى، الشيخ محمد مهدي الحائري، ج2، ص449